سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مثل خودم است،بی تاب و بی قرار در کادو دادن...
«هم آوا!تولدت 3 روز دیگر است اما نمی توانم تا آن روز صبر کنم می شود کادو ات را امروز بدهم؟»
قبل از اینکه جواب من را بشنود بدو بدو می رود و کادواش را می آورد...
آرام جانم امسال در کنار تو زیباترین و به یاد ماندنی ترین تولد عمرم را داشتم ممنونم؛به خاطر همه چیز ممنونم...

پ ن 1:امسال یک کادو هایی گرفتم که فکرش هم آب دهانم را راه می اندازد!!!
پ ن 2:امروز تولد اینجا هم هست.

پ ن 3:دلم می خواهد آدرس وبلاگم را عوض کنم آنها که دلشان می خواهد در صورت تغییر آدرس به آنها خبر دهم در گوشم بگویند،آخر می دانی با اینکه اینجا را خیلی دوست دارم اما دلم نمی خواهد آنها که می شناسنم اینجا را بخوانند چون دیگر راحت نیستم.
پ ن 4 : 1 بهمن 1384
            1 بهمن 1385
            1 بهمن 1386
            و امسال...

پ ن 5:لحظه ها را با تو بودن...


نوشته شده در  سه شنبه 87/11/1ساعت  2:5 عصر  توسط هم آوا 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
نمی دانم
مادر که می شوی
اوووف
مثال نقض
هجوم افکار
نوشتن
[عناوین آرشیوشده]